با سلام  


گزارش کاروان پیاده روی اربعین

 

 

 

بنام خدا

جمعه 8دی 1391

ساعت 9:30صبح کاروان عهد ادینه کربلا درگلزار شهدا بهشت زهرا /سالن شهدای هفتم تیرجمع شده بودند وافراد تدریجا می آمدند و خود را به کاروان می رساندند. مراسم دعای عهد وزیارت عاشورا با سخنرانی حجت الاسلام پناهیان ومداحی وسینه زنی کاروان انجام شد. هنگام ظهر کاروانیان خود را برای اقامه نماز آماده کردند. نماز جماعت ظهر وعصر به امامت حاج آقای شاه آبادی برگزار شد. بعد از نماز یک کلی از برای گروها اعلام شد افراد ناهار خوردند و وسایل وچمدانها ی خود را به سمت اتوبوسها بردند در طول مسیر مداحی پخش می شد.

کجائید ای شهیدان خدائی                 بلا جویان دشت کربلائی

کجائید سبک بالان عاشق               پرنده پر ز مرغان هوائی

مردم با صلوات از زیر طاق نصرت که در بالای آن قرآن کریم بود رد می شدند و وسایل و چمدانها یشان را در اتوبوس می گذاشتند.ساعت 2ظهر بود در اتوبوس ها شور و هیجان خاصی حاکم بود.افراد بلند صلوات می فرستادند تا اینکه اتوبوس ها حرکت کردند. در مسیر در اتوبوس مداحی و نوحه سرائی گذاشته بودند.

هنگام غروب اتوبوس ها در فاصله های زمانی مختلف کنار رستوران ها توقف می کردند.کاروانیان نماز خواندند،شام خوردند،دوباره سوار اتوبوس ها شدند وحرکت کردند.حدود ساعت 12 شب بود که کاروانیان به شهر مهران  رسیدند.در شهر برای هر گروه خانه ای  گرفته بودند که در آن افراد استراحت کنند.هنگام نماز صبح ،نماز خوانده شد،گروه ها صبحانه خوردندوساعت 8 صبح تمامی گروه ها به طرف مرز عراق حرکت کردند،نماز ظهر در مرز ایران خوانده شد،مرز خیلی شلوغ بود،برای  عبور از مرز گروه ها تا عصر معطل شدند،گروه ها با فاصله های زمانی مختلف از مرز می گذشتند و خود را به اتوبوس ها می رساندند که به سمت شهر نجف حرکت کنند،5تا 6 ساعت در راه بودند تا به شهر نجف رسیدند،شام در رستوران هتل سرو شد.بعضی از افراد همان شب بعد از گذاشتن وسایل در هتل وغسل کردن به حرم رفتند و گروه هایی هم صبح زود به حرم حضرت امیرالمومنین علی(ع) رفتند.حرم خیلی ازدحام و شلوغی بود به طوری که حتی در حیات حرم جای سوزن انداختن نبود،گروه ها دو شب ویک روز در نجف بودند و روز 11دی ساعت 10 صبح کاروانیان برای رفتن به سمت کربلا حرکت کردند ،حدود ظهر تمامی اتوبوس ها در خارج شهر (سیطره خروجی نجف )جمع شدند،افراد با شور واشتیاق خاصی خود را آماده 3 روز پیاده روی به سمت کربلا می کردند ،نوای دل انگیز کربلا کربلا   ما داریم میاییم   رو گذاشته بودند ،افراد سربندهای یکدیگر را برای هم می بستند ،هر گروهی با همراهی مدیر کاروان و یاورها،گروه های کوچکتر 8 نفری تشکیل داده بودند،که هماهنگی با افراد  راحتر باشد .ظهر روز 11 دی ماه پیاده روی 3 روزه به سمت کربلا آغاز شد. در مسیر پیاده روی افراد با گروه های سنی مختلف دیده می شد که دوشادوش هم راه می رفتند وفضای گرم وصمیمی میان  زائران موج میزد،در مسیر راه موکب هایی بود که افراد برای خواندن نماز ویا استراحت کردن در آنجا توقف میکردند وخود را برای ادامه راه آماده می نمودند در این موکب ها عربها در حد وسع وتوان خود به بهترین نحو از زائران امام حسین علیه السلام پذیرائی می کردند،حتی کسانی که از نظر مالی توانائی پذیرائی نداشتند نقش سقا را ایفا می کردند وحتی کسانی بودند که به زائران عطر می زدند و عده ای هم با اصرار زیاد،با ماساژ دادن دست و پای زائران خستگی رواز بدن زائران به در می کردند،بنابراین کاروانیان ،غذاهای خود را از این موکب ها تهیه می نمودند.هر روز که نزدیک عصر می شد ،ماشینی که وسایل را حمل می کرد در طول مسیر حرکت می کرد با بلند گو شماره موکبی که قرارگاه مورد نظر کاروانیان بود را اعلام می کرد تا افراد خود را به آن موکب برسانند.وعدگاه گروه ها در روز اول پیاده روی در موکبی که در 364 میل قرار داشت ،بود.از حوالی غروب گروه ها ،دسته دسته و تدریجأ به موکب مقرر می رسیدند،نماز مغرب و عشاء خوانده می شد،افراد کمی استراحت می کردند سپس حجت السلام پناهیان برای گروه ها سخنرانی می نمود ،که فضای معنوی خاصی در موکب حاکم می شد ،سپس صاحبان موکب ها با غذایی که با عشق تهیه نموده بودند،از گروه ها پذیرایی می کردند،بعد از شام کسانی که در طول مسیر پیاده روی ،پاهایشان آسیب دیده بود ویا درد می کرد،پاهایشان را پماد می زدند و با باند می بستند.

صبح روز دوم پیاده روی،صبح زود بعد از خواندن نماز وخوردن صبحانه،گروه ها حرکت می کردند تا بتوانند خود را به قرارگاه موعد برسانند،موعد مقرردر دوم ،در موکبی که در 921 میل قرار داشت،بود.درطول  مسیر پیاده روی،افراد از نذورات بسیاری که پخش می شد، استفاده می کردند ،از حدود عصر گروه ها،دسته دسته به موکب مقرر می رسیدند،بعضی ها زودتر وبعضی ها دیر تر.

طبق روال نماز،مغرب و عشاءخوانده می شد،گروه ها استراحت می کردند،بعد از شام ،حجت السلام  پناهیان ،سخنرانی می نمودند.

کاروانیان برای رسیدن به کربلا،باید 1441 میل طی می کردند،حدودأ از ابتدای روز سوم گروه ها،دسته دسته تدریجأ وبا فاصله های زمانی متفاوت وارد شهر کربلا می شدند.بعضی ها با همان لباسهای خاکی وژولیده وخسته به حرمین می رفتند و با همان وضع خدمت امامشان سلام وعرض ارادت می کردند.و گروه هایی ترجیح می دادند که ابتدا هتل های خود را پیدا کنند و وسایل خود را در هتل ها بگذارندو غسل زیارت انجام دهند،سپس به حرمین بروند.به دلیل ازدحام و شلوغی زیاد در کربلا و همچنین موکب هایی که در شهر بود،امکان رفت و آمد ماشین وجود نداشت و چون فاصله هتل ها از حرمین زیاد بود،پیدا هتل ها چندین ساعت به طول انجامید،به طوری که تا عصر پیدا کردن هتل ها طول کشید.

روز جمعه،14 دی (20 صفر) روز اربعین،بین الحرمین،دسته ها وهیأتهای مختلف از شهرها و کشورهای مختلف –شلوغی و ازدحام زیاد-هر کس برای عزاداری اربعین خود را به کربلا رسانده بود،حال و هوای خاصی در حرمین حاکم بود،به دلیل تداخل اربعین با روز جمعه –شلوغی وازدحام چندین برابر شده بود و هر کس به هر طریقی که می توانست ،می خواست که با امام خود ارتباط برقرار کند.در کربلا برنامه خاصی برای گروه ها در نظر گرفته نشده بود و هر کس هر زمانی که می خواست برای زیارت به حرمین می رفت.بعضی از گروه ها،زیارت دوره برای گروه خودشان در نظر گرفته بودند و گروه خود را به زیارت تل زینبیه-مقام صاحب الزمان –قتلگاه –باغ امام صادق –خیمه گاه و...می بردند.

گروه ها 3 شب در کربلا اقامت داشتند ،در این 3 شب ،درمکان هایی که اعلام می کردند ،حجت الاسلام پنا هیان سخنرانی داشتند

و کسانی که می خواستند،به آنجا می رفتند،و از سخنرانی ها استفاده می کردند.

شنبه 16 دی ماه ،ساعت 7 صبح،قرار جمع شدن گروه ها در لاوی هتل-برای حرکت به سمت تهران- تا جمع شدن گروه ها و جمع کردن ساکها و چمدان ها و خوردن صبحانه،ساعت 9 صبح شد.گروه ها از جلوی هتل ها،سوار ماشین ها شدند،تا خود را به اتوبوس هایشان برسانند،نماز ظهر و عصر به جماعت کنار اتوبوس ها برگزار شد ،سپس اتوبوس ها به مقصد تهران حرکت کردند.

 

 

 

 

4 نظر تاييد شده موجود است.

  • این حسین کیست که عالم همه دیوانه اوست..
    سلام.من سال گذشته شهادت امام رضا کربلا بودم.از آقا خواستم هرسال بطلبه بیام پابوسش!هفته گذشته که مشهد بودم ازآقاامام رضا خواستم عزای حسینش من کربلا باشم..
    وحالا چه زیباست که بتونم با شما به کربلا بیام.
    یاحسین.
  • بسیار عالی بود مارا به حال وهوای کربلا بردی روحمان پرواز کرد انشاا... که قسمت ما هم بشود. التماس دعا
  • سلام متن شما عالی بود ان شاله اگر قسمت باشد امسال میخام بیام با کاروان شما تا حرم امام حسین (ع) را ببینم تا آدم بشم
    عامین
  • لابی هتل درست است ! نه لاوی ...
    متن رو نخوندم اصلاً . همینجوری یک غلط املایی دیدم . گفتم عرض کنم خدمتتون .
    همین .

500 کاراکتر باقيمانده

Cancel or